


۵ خرداد
تولد ۱۸ سالگی خودم و ۱ سالگی وبلاگم مبارک

دلواپس و بی تابم
باز امشبم بی خوابم
ازت خبر ندارمو
تا خود صبح بیدارم
حس خوبی ندارم
چشام همش به ساعته
می پرسم این چه حسیه
یکی میگه خیانته
گوشی رو بردار تا صدات
یه ذره ارومم کنه
این نفسای اخره
دلم داره جون می کنه
همش دارم فکر می کنم
دست یکی تو دستته
دارم می میرم ای خدا
فکر می کنم حقیقته
دلواپس و بی تابم
باز امشبم بی خوابم
ازت خبر ندارمو
تا خود صبح بیدام
حس خوبی ندارم
چشام همش به ساعته
می پرسم این چه حسیه
یکی می گه خیانته
گوشی و بردار تا صدات
یه ذره ارومم کنه
این نفسای اخره
دلم داره جون می کنه
همش دارم فکر می کنم
دست یکی تو دستته
دارم می میرم ای خدا
فکر می کنم حقیقته

محسن چاوشی
عشق من بمون
دلواپسم نزار
بی تو نمی گذره این روز و روزگار
عشق من بمون بمون

♥♥♥TRY TO BE IN LOVE♥♥♥
♥IT'S 7TH GRADE...
I stared at the girl next to me ,She was my so called "best friend" ,I stared at her ,Long, silky hair , And I wished she was mine ,But she didn't notice me like that ,I knew it ,After class she walked up to me and asked me for the notes she had missed the day before ,And I handed them to her ,She said "thanks" ,And gave me a kiss on the cheek ,I wanted to tell her ,I want her to know that I don't want to be "just friends" ,I love her but I'm too shy to tell her ,And I don't know why...
♥IT WAS JUNIOR YEAR...IT WAS SENIOR YEAR...IT WAS PROM NIGHT...IT WAS GRADUATION DAY...AT ALL WAS THE SAME I LOVED HER BUT Im TOO SHY...!
♥IT'S A FEW YEARS LATER...
Now I sit in the pews of the church ,A church that she is getting married in now ,I watched her say "I do" an drive off to her new life ,Married to another man ,I wanted her to be mine ,But she didn't see me like that ,And I knew it ,But before she drove away ,She came to me and said "You came! Thanks!"And she kissed me on the cheek ,I wanted to tell her ,I wantd her to know that I didn't want to be "just friends" ,love her but I'm just too shy ,And I don't know why...
YEARS PASSED...
I looked down at the coffin of a girl who used to be my "best friend",At the service they read a diary entry she had wrote in her high school years ,This is what it said,"I stare at him ,Wishing he was mine ,But he doesn't notice me like that ,And I know it ,I wanted to tell him ,I wanted him to know ,That I don't want to be "just friends"I love him but I'm just too shy ,And I dont know why, I wish he would tell me he loved me"I wish I did too,I thought to myself and I cried...
معنی در ادامه مطلب
قشنگه در ادامه مطالب
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم.
همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم.
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم.
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانه جانم , گل ياد تو درخشيد,
باغ صد خاطره خندید,
عطر صد خاطره پیچید.
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم,
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم,
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو , همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت,
من , همه محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام,
بخت , خندان و , زمان رام.
خوشهء ماه فرو ریخته در آب,
شاخه ها دست برآورده به مهتاب.
شب و صحرا و گل و سنگ,
همه , دل داده به آواز شباهنگ.
یادم آمد تو به من گفتی: ((از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن!
آب , آیینهء عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است,
باش فردا , که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی , چندی از این شهر , سفر کن!))
با تو گفتم: ((حذر از عشق ندانم.
سفر از پیش تو هرگز نتوانم,
نتوانم!))
روز اول که دل من به تمنّای تو پر زد,
چون کبوتر بر لب بام تو نشستم.
تو به من سنگ زدی , من نرمیدم , نه گسستم.
باز گفتم که تو صیّادی و من آهوی دشتم,
تا به دام تو در افتادم , همه جا گشتم و گشتم,
حذر از عشق ندانم,
سفر از پیش تو هرگز نتوانم , نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت.
مرغ حق , نالهء تلخی زد و بگریخت...
اشک در چشم تو لرزید,
ماه بر عشق تو خندید.
یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم,
پای در دامن اندوه کشیدم,
نگسستم , نرمیدم...
رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهای دگر هم,
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم,
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...!
بی تو امّا به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...!
سلام
سلام
سلام
خوبین دوستان نبودم چند وقت دلم تنگ شده بود واستوووووووووووووووووووووون
سر می زنین نظرم بدین بد نمی شه ها مهربونا !!!
(((يا حسين)))
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه
السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام
الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لاجعله الله اخر العهد مني لزيارتكم...

ثواب گریه کردن و اقامه ی مجلس عزا برای آقا ابا عبدالله الحسین(ع)
روایت است امام رضا (ع) فرمودند : اگرگریه کنی بر حسین (ع) تا انجایی که آب چشمان تو جاری شود
حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره ی تو را خواهد بخشید
شیخ طوس روایت کرد نَفَس کسی که به جهت مضلمومیت ما مهموم است تسبیح است
و اندوه او عبادت و پوشیدن اسرار ما از بیگانگان در راه خدا جهاد است
امام رضا فرمودند:بر حسین (ع) باید گریه کنند گر یه کنندگان ٬ همانا گر یه بر آن حضرت تمامی
گناهان را فرو می ریزد
بالاخره بعد از ۱ هفته رفتم بيرون
آخيش !!!
راستي فرا رسيدن ماه محرم را به همه شما دوستان و عزيزان حسيني تسليت عرض مي كنم .
ماه محرم يه حال و هواي ديگست !!!!!!
برف هم رفت حالا هوا تقريبا آفتابيه اما سرده !!!!!!!!!!!!

سلام اين قدر برف اومده كه نمي شه رفت بيرون همه جا قنديل بسته زمينم سره ولي خوبيش اينه كه ۲ روزه نمي ريم دانشگاه آخيش !!!!
اگر فردا هم تعطيل شه كه عالي مي شه !!!!!
اون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشتو رفت از كنارم از درد دوريش من بي قرارم
خيال مي كردم پيشم مي مونه ترانه عشق واسم مي خونه
خيال مي كردم يه هم زبونه نمي دونستم نا مهربونه

سلام دوستان سال جديد ميلادي رو بهتون تبريك مي گم !!!گفتم يه دستي به سرو روي اين وبلاگ بكشم چطور شده ؟؟؟برف داره بي امون مي باره قشنگه !!! حالا از خودم مي گم
چند وقت پيش اينقدر خوشحال بودم دانشگاه قبول شدم اما الان كه داره بوي امتحاناش مي ياد ميبينم زيادم باحال نيست هيچي اين استاد ادبيات تحقيقشو هفته ديگه مي خواد الانم كه داره برف مي باره مجبورم تو اين برف برم كتابخونه ثبت نام كنم تا يه 3 4 تايي كتاب بگيرم آخه 4 منبع به چه دردش مي خوره خدا مي دونه !!! بازم خدايا توبه !!!


